الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

93

ضياء القلوب ( فارسى )

پس گفت ابن مسعود كه : كشت مرا ابن زمعهء كافر به امر عثمان « 1 » . و در روايت ديگرى هست كه : ابن زمعه مولاى عثمان سياه صاحب غضب دراز بود « 2 » . و در روايت ديگر هست كه : فاعل اين امر به هموم مولاى عثمان بود « 3 » . و روايت كرده است محمد بن اسحاق از محمد بن كعب قرطى اينكه : عثمان بر ابن مسعود چهل تازيانه زد به اعتبار دفن كردن او ابو ذر را « 4 » . [ وفات ابو ذر رضوان اللّه عليه ] و اينكه قصهء ديگر است و اين قصه اين است كه : ابو ذر رحمه اللّه چون حاضر شد او را وفات در ربذه و با او نبود مگر زن او و غلام او به ايشان گفت كه : غسلم بدهيد و كفنم بكنيد بعد از آن ميان راه بگذاريد . پس اول سواران كه مرور كنند به شما ، بگوييد كه : اين ابو ذر است صاحب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، پس اعانت كنيد ما را بر دفن او . پس چون فوت شد آنچه گفته بود كردند ، و ابن مسعود در ميان سواران بوده رسيدند به جنازه در ميان راه اشتران نزديك بودند كه پا به جنازه بگذارند . پس برخاست به سوى ايشان بنده و گفت كه : اين ابو ذر است صاحب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پس مدد كنيد ما را بر دفن او . پس اشك از چشم ابن مسعود جريان كرده مىگريست و مىگفت كه : صدق

--> ( 1 ) . الغدير 9 / 4 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة 3 / 43 - 44 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغة 3 / 44 . ( 4 ) . شرح نهج البلاغة 3 / 44 .